باسمه تعالی

مقدمه:

انسان با دشمنش پا به روی زمین گذاشت و از همان اولین روزها، جنگی تمام عیار میان آنها آغاز گشت. اصلاً قبل از آنکه آدمی آفریده شود، فرشتگانی که خبر پدید آمدن گونه ی جدیدی از مخلوقات بر روی زمین را شنیدند، پیش بینی کردند منازعه ی نفس گیری در پیش روی این تحفه ی جدید قرار دارد.

ماجرا از آنجا آغاز شد که انسان به عنوان خلیفه و جانشین الهی بر روی زمین انتخاب شد و سایر بندگان الهی مکلف به حفظ احترام او و سجده به پیشگاه وی شدند. در این میان همه پذیرا شدند جز موجود سابقاً بنده ای که از این دستور سرپیچی کرد و رانده ی درگاه الهی شد. همین کینه سبب شد تا جناب ابلیس از خدای سبحان فرصت بخواهد برای انتقام و تلافی عقب ماندگی از رقیب جدیدش و این گونه تا مدت زمان معلومی فرصت نبردی پیدا کرد تا انسان به آنچه به خاطرش از او پیشی گرفت نرسد ؛ (قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْني‏ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ* قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ* إِلى‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ* قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ) (ص/79-82).

توجه به سه مقدمه حساسیت این مصاف نفس گیر را روشن تر می کند و راه­گشای حل مسائل مسائل خواهد بود:

1- ابلیس (که به خاطر مزاحمتش برای نوع انسان، شیطان نیز نامیده می شود) نیروهای کمکی زیادی دارد که از پتانیسل همه ی آنها استفاده کرده و آنها را به میدان مبارزه با انسان فرا می خواند هرچند خودشان از طایفه­ی بنی­بشر باشند. در سوره­ی انعام آیه­ی 112، به خوبی از ارتباطات پنهان و آشکار شیطان های انسانی و جنی پرده برداشته و چنین می فرماید: (وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً) ؛ اينچنين در برابر هر پيامبرى دشمنى قرار داديم از شياطين انسانی و جنّ. آنها برای فریب مردم، سخنانی (به ظاهر) زیبا به يكديگر القا می کنند.

ابلیس از اینان حزبی ساخته و همه ی کسانی که در اثر غفلت از خدا زمینه ی شیطانی شدن را پیدا کرده اند به عضویت آن در می آورد:

(اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ (مجادله/19)).

آیه­ی 27 سوره­ی اعراف علاوه بر افشای فعالیت­های قبیله­ای شیطان صفت، به نحوه­ی عضوگیری شیطان در حزب خود اشاره کرده و نیز خبر از توانایی های خاص آنها در این کارزار می دهد: (إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطينَ أَوْلِياءَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ)

2- حزب شیطان برنامه­ها و اهداف کوچک و بزرگی در تمامی ابعاد و ساحت­های انسان تدوین کرده تا به هدف نهایی برسد. یعنی زمینه­ی دوری انسان از هدف آفرینشش که عبارت است از: رسیدن به کمال و سعادت الهی و در پرتو رهبری ولیّ الهی، فراهم سازد.

(قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ* ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ (اعراف/17))

چهار طرف آدمی مورد تهاجم شیطان است. چنانچه ملاحظه می شود این آیه رجز خوانی ابلیس در برابر خدای سبحان است که به تلافی برتری بخشیدن به انسان صورت می گیرد. در اینجا شیطان اعلام می دارد که از چپ و راست و نیز پس و پیش انسان بدو حمله می کند تا بنده های شاکری نباشند. حال سوال این جاست که این جهات مختلف به چه معناست؟ شیطان چه می خواسته بگوید؟ آنچه مسلم است وی می خواسته جنگی همه جانبه علیه انسان را اعلام کند به نحوی که هیچ حوزه ی از ابعاد زندگی انسانی از آن خالی نباشد. به عبارت دیگر انسان در هیچ ناحیه ای خود را از دسترس ابلیس و هجمه ها و برنامه های شیطانی او دور نداند. اگرچه خود شیطان از توضیح بیشتر در این رابطه خودداری کرده است اما بنابر نظر برخی مفسرین و نیز مطابق پاره ای آیات و روایات رؤوس این برنامه در چهار جهت اصلی عبارتند از:

الف: حوزه فکری و عقیدتی. ب: حوزه گرایشات نفسانی. ج: حوزه ی اقتصاد. د: حوزه ی تعصبات فردی و گروهی- اجتماعی.[1]

3- مقدمه­ی سوم آن است که بدانیم یکی از هنرهای شیطان، ایجاد نزاع و درگیری بین انسان هاست. یعنی وی از هرگونه فرصتی استفاده می کند تا بین انسانها درگیری ایجاد کرده و خود در کناری بنشیند و نظاره گر درگیری تمام انسانی مدنظر خویش باشد. بر همین اساس است که قرآن کریم دستور می دهد باید انسان ها مراقب باشند تا زمینه­ی بهره­برداری شیطان و سوء استفاده­ی او ایجاد نشود. مثلاً می فرماید از سخنان شبهه زا و دوپهلو در مواجهه با دیگران بپرهیزند تا شیطان نتواند از آن وسوسه ای در جهت ایجاد دشمنی بسازد:

(وَ قُلْ لِعِبادي يَقُولُوا الَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبيناً (اسراء/53))

نیز آمده است: (وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ (انعام/121)) ؛ و شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القا مى‏كنند، تا با شما به چالش برخيزند و اگر از آنها اطاعت كنيد، شما هم مشرك خواهيد بود!

خلاصه­ی این سه مقدمه عبارت است از اینکه بدانیم نبرد جبهه­ی حق و باطل نبردی به وسعت تمام تاریخ است و باطلیان از هر راهی برای ضربه زدن به انسان کمک می­گیرد حتی اگر شده از انسان­های دیگر. این نیز نباید فراموش گردد که گمراهی­های شیطان تنها به صورت وساوس فردی نیست. یعنی وقتی شیطان حزب و قبیله تشکیل می­دهد و به تعبیر دیگر به سازماندهی نیروهایش می پردازد، می رساند که وی نگاه کلان­تری نسبت به اضلال انسان داشته و به گمراهی جمعی و نوع انسان می اندیشد. (این را می توان از گفته ی خود وی که همتش بر گمراهی تمام انسان ها به جز مخلصین استوار شده (اعراف/17) هم فهمید.) این جاست که در مقابل حزب شیطان، حزب الله تأسیس شده(مانده/56) نزاع بین انسان و شیطان از حالت فردی خارج شده و به صحنه ی اجتماع و سیاست نیز کشیده می شود.

بنابراین بحث جهاد اقتصادی و یا به تعبیر خاص­تر اقتصاد مقاومتی، مبتنی بر دیدگاهی واقع گرایانه است. یعنی حوزه­ی اقتصاد، از بارزترین میدان­های جدال تاریخی و کلاسیک شیطان (رانده شده­ی درگاه الهی و حزب و قبیله­اش) با انسان (جانشینان الهی بر روی کره­ی زمین) به شمار می رود. در سفارشات و توصیه­های پیشوایان توانایی خارق العاده­ی اقتصاد برای ایفای نقش ابزاری نیرومند پیاپی تأکید شده و به مسلمین و پیشوایانشان دستوراتی در جهت خنثی سازی آن گفته شده است. اینکه اقتصاد به عنوان عنصری تعیین کننده در جهت اهداف شیطانی در هر دو جهت سلبی و ایجابی لحاظ شده است. به طور نمونه در جهت سلب آمده است: اگر فقر و نداری بر افرادی غلبه کند منجر به کفر آنها خواهد شد: كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً.[2] نیز در جهت ایجابی آمده است: أَوْحَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَى مُوسَى7 يَا مُوسَى7 لَا تَفْرَحْ بِكَثْرَةِ الْمَالِ ... فَإِنَّ كَثْرَةَ الْمَالِ‏ تُنْسِي الذُّنُوب[3] ؛ خدای عزوجل به حضرت موسی وحی کرد: ای موسی! به زیادی مال خوش حال مباش که که مال زیاد گناهان را از یاد می برد. نیز در روایتی دیگر آمده است که موجب از بین رفتن دین و قساوت قلب خواهد شد.[4] همچنین در قرآن کریم آمده است: (وَ الَّذينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ (توبه/34)). این نکته می رساند که اقتصاد چه به شکل دارایی و چه به شکل نداری مجال و فرصت خوبی به دشمن انسان می دهد تا در جهت دوری انسان از سعادتش به کار گرفته شود. با توجه به نکاتی که بیان شد، شاید نیازی هم نباشد تا یادآوری کنیم در این گونه بزنگاه­ها شیطان تمام امکانات خود و هم پیاله های حزبش را ولو در خلقت نامشان انسان باشد را به کار می گیرد و به همین دلیل می توان حدس زد که در اقتصاد جریاناتی شکل بگیرد که اهداف شیطانی را تحقق بخشد. با این تفاصیل می توان حدس زد که اگر جریان باطل در ضربه زدن به حریف دیرینه­اش از راه جنگ و جدال به مقصود نرسد، رو به تهاجم فرهنگی می­آورد. و اگر در این راستا به توفیق نهایی دست پیدا نکند مجبور می­شود تغییر تاکتیک دهد و هم و غم خود را در جهت فشار اقتصادی متمرکز سازد و یا اینکه تهاجم اقتصادی را به روش­های قبلی اضافه کند.

اگر بناست یک دفاع ملی همه جانبه در برابر این تهاجمات پی­ریزی گردد، بدون تردید باید به مقاوم­سازی ستون فقرات آن یعنی اقتصاد پرداخت. با ستوان فقرات فقیر نمی توان ایستاد، چه برسد قیام و یا دفاع کرد. جالب اینجاست که این ابزار مهم دفاعی یعنی اقتصاد مانند رگ و ریشه در تمامی آحاد جامعه چنان ریشه دوانده که قطعاً هیچ کس نمی تواند دست خود را از آن خالی بداند. در حالی که ابزارهای دفاعی دیگر معمولاً نمی توانند این قدر گسترده و به صورت واقعاً ملی و همه جانبه قرار گیرند تا بتوان از ظرفیت یکایک مردم استفاده کرد.

با این توضیحات به نظر می رسد که نظریه­ی اقتصاد مقاومتی که توسط امام خامنه­ای مطرح می شود در چه راستا و بر اساس چه دیدگاهی شکل گرفته است:

ما چند سال پيش «اقتصاد مقاومتى» را مطرح كرديم. همه‌ى كسانى كه ناظر مسائل گوناگون بودند، مي­توانستند حدس بزنند كه هدف دشمن، فشار اقتصادى بر كشور است. معلوم بود و طراحى‌ها نشان ميداد كه اينها ميخواهند بر روى اقتصاد كشور متمركز شوند. اقتصاد كشور ما براى آنها نقطه‌ى مهمى است. هدف دشمن اين بود كه بر روى اقتصاد متمركز شود، به رشد ملى لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملى دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشكل شوند، دل­زده بشوند، از نظام اسلامى جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادى دشمن اين است، و اين محسوس بود؛ اين را انسان ميتوانست مشاهده كند.[5]

به همین منظور و در جهت تببین شاخصه های اقتصاد مقاومتی نگاهی گذرا به مبانی نظری اقتصاد مقاومتی پرداختیم و در آینده و پس از طرح موضوع، مهم­ترین مؤلفه های آن را از نظر خواهیم گذراند.

 

کانال تلگرامی پاسخ به شبهات شبکه های اجتماعی

http://telegram.me/shobhe_shenasi



[1]. سید هاشم بحرانی، البرهان ج 2، اول، تهران، بنیاد بعثت، 1416ق، ص 521 و 522

[2]. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 2، اول، قم، دارالحدیث، 1429، ص 307.

[3]. همان، ص 497.

[4]. ابن شعبه حرانى، تحف العقول، دوم، قم، جامعه مدرسین، 1404ق، ص 199.

[5]. مقام معظم رهبری: 3-5-91